بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
نی نی
نی نی

نی نی


عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست


زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است

 

 

موضوع :

نوشته شده در پنجشنبه 21 ارديبهشت 1391ساعت 19:14 توسط ناهید| |

بی تومهتاب شبی باز ازآن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال توگشتم
شوق دیدارتولبریزشدازجام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
درنهانخانه ی جانم گل یاد تودرخشید
باغ صدخاطره خندیدعطرصدخاطره پیچید
یادم آمدکه شبی باهم ازآن کوچه گذشتیم
پرگشودیم ودرآن خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی برلب آن جوی نشستیم
توهمه رازجهان ریخته درچشم سیاهت
من همه محوتماشای نگاهت آسمان صاف وشب آرام
بخت خندان وزمان رام خوشه ی ماه فروریخته درآب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب وصحراوگل وسنگ همه دل داده به آوازشباهنگ

یادم آمد تو به من گفتی:ازاین عشق حذرکن
لحظه ای چندبراین آب نظرکن...
آب آیینه ی عشق گذران است
توکه امروزنگاهت به نگاهی نگران است
باش فرداکه دلت با دگران است
تافراموش کنی چندی ازاین شهرسفرکن
باتو گفتم:حذرازعشق ندانم،
سفرازپیش توهرگزنتوانم،نتوانم
روز اول که دل من به تماشا ی توپرزد
چون کبوترلب بام تونشستم توبه من سنگ زدی
من نرمیدم نگسستم
بازگفتی:که توصیادی ومن آهوی دشتم
 تابه دام تودرافتم همه جاگشتم وگشتم
حذرازعشق ندانم،نتوانم
اشکی ازشاخه فروریخت
مرغ شب ناله ی تلخی زد وبگریخت
 اشک درچشم تولرزیدماه برعشق توخندید
یادم آید که دگرازتوجوابی نشنیدم
پای دردامن اندوه کشیدم،نگسستم نرمیدم
 رفت درظلمت غم آن شب وشبهای دگرهم
 نگرفتی دگرازعاشق آزرده خبرهم!
کنی دیگرازآن کوچه گذرهم!
بی تواما به چه حالی من ازآن(کوچه)گذشتم

موضوع :

نوشته شده در پنجشنبه 21 ارديبهشت 1391ساعت 19:07 توسط ناهید| |

سالها رفت و هنوز

یک نفر نیست بپرسد از من

 که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

صبح تا نیمه ی شب منتظری

همه جا می نگری

گاه با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی

راستی گمشده ات کیست؟

کجاست؟

صدفی در دریا است؟

نوری از روزنه فرداهاست

 

موضوع :

نوشته شده در چهارشنبه 20 ارديبهشت 1391ساعت 20:26 توسط ناهید| |

 

در این دنیای پر عشق و علاقه

 سهم من از عشق تنها ۱ نگاه بود

نگاهت اما ماله دیگران بود

دیگران رفتند و رفتند

اما من ماندمدر اینجا

در اینجا که نگاهت ماله دیگران شد

چرا از این همه عشقی که دارم!

همه میگویند دیوانه است؟!

راست میگویند همه

من دیوانه ام

دیوانه ی نگاهت!

که ماله من نبود!

 

موضوع :

نوشته شده در چهارشنبه 20 ارديبهشت 1391ساعت 20:25 توسط ناهید| |

عکس های بامزه برای شادی روح  !!! 6clip.mihanblog.com



عکس های بامزه برای شادی روح  !!!  www.taknaz.ir
عکس های بامزه برای شادی روح  !!!  www.taknaz.ir
عکس های بامزه برای شادی روح  !!!  www.taknaz.ir
 عکس های بامزه برای شادی روح  !!!  www.taknaz.ir

 

موضوع :

نوشته شده در جمعه 15 ارديبهشت 1391ساعت 15:06 توسط ناهید| |

تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.6clip.mihanblog.com

 

 

تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

 


تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

 

تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

 


تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

 

تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

 




موضوع :

نوشته شده در جمعه 15 ارديبهشت 1391ساعت 15:06 توسط ناهید| |

اس ام اس تمکین مالی ( کاریکاتور) www.6clip.mihanblog.com

موضوع :

نوشته شده در جمعه 15 ارديبهشت 1391ساعت 15:02 توسط ناهید| |

امارات و 3 جزایر ایرانی !! ( کاریکاتور )

موضوع :

نوشته شده در جمعه 15 ارديبهشت 1391ساعت 14:59 توسط ناهید| |

طلاق زن و مرد در ایران ! (عکس طنز) http://6clip.mihanblog.com/

موضوع :

نوشته شده در جمعه 15 ارديبهشت 1391ساعت 14:58 توسط ناهید| |

طنز ازدواج !!! http://6clip.mihanblog.com


چند سال پیش یک روز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم. .....

ناگهان پدر و مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد زدندکه :(( ای عزب! ناقص! بدبخت! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر)). رفتم خواستگاری، دختر پرسید: مدرک تحصیلی ات چیست؟ گفتم: دیپلم تمام! گفت: بی سواد! امل! بی کلاس! ناقص العقل! بی شعور! پاشو برو دانشگاه. رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم برگشم، رفتم خواستگاری. پدر دختر پرسید: خدمت رفته ای؟ گفتم : نه هنوز. گفت: مرد نشد نامرد! بزدل! ترسو! سوسول! بچه ننه! پاشو برو سربازی. رفتم دو سال خدمت سربازی را انجام دادم برگشتم. رفتم خواستگاری. مادر دختر پرسید: شغلت چیست؟ گفتم فعلا کار گیر نیاوردم. گفت: بی کار! بی عار! انگل اجتماع! تن لش! علاف! پاشو برو سر کار. رفتم کار پیدا کنم گفتند: سابقه کار می خواهیم. رفتم سابقه کار جور کنم. گفتند: باید کار کرده باشی تا سابقه کار بدهیم. دوباره رفتم کار کنم، گفتند باید سابقه کار داشته باشی تا کار بدهیم. برگشتم رفتم خواستگاری گفتم : رفتم کار کنم گفتند سابقه کار ، رفتم سابقه کار جور کنم گفتند باید کار کرده باشی. گفتند: برو جایی که سابقه کار نخواهد. رفتم جایی که نخواستند. گفتند باید متاهل باشی!. برگشتم رفتم خواستگاری گفتم : رفتم جایی که سابقه کار نخواستند ولی گفتند باید متاهل باشی. گفتند باید کار داشته باشی تا بگذاریم متاهل شوی. رفتم گفتم: باید کار داشته باشم تا متاهل شوم. گفتند: باید متاهل باشی تا به تو کار بدهیم. برگشتم رفتم نیم کیلو تخمه خریدم دوباره دراز کشیدم جلوی تلویزیون و فوتبال نگاه کردم!!!

موضوع :

نوشته شده در جمعه 15 ارديبهشت 1391ساعت 14:57 توسط ناهید| |


صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

طراح : پیچک دات نت